سخن بزرگان

سرچشمه محبت

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:49  توسط میرزا  | 

دلم تنگ است

دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو،

 یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو،

همین یک لحظه باقی است

و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:39  توسط میرزا  | 

سرچشمه محبت

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:38  توسط میرزا  | 

سخنان بزرگان

سخنان بزرگان - سخنان پند آموز - سخنان حکیمانه

حقیقت مانند آب دریا است چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد . فردریش نیچه



ادب خویش را هیچ گاه فرو مگذار ، با وجود آنکه مورد ریشخند باشی !. ارد بزرگ



ما با مشکلات می جنگیم تا آسایش بیابیم ، ولی وقتیکه آسایش یافتیم آن را غیر قابل تحمل می یابیم . هانری بروکس آدامز



من در زمان خودم با معدود افرادی مواجه شدم که اشتیاق شدیدی به کار سخت داشتند. خوشبختانه همه آنها همکاران من بودند.  بیل‌گلد



به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش . ارد بزرگ



تن درست برای روان ، مهمانخانه ، و برای تن ناسالم بیمارستان است . بیگن



آنچه را که با خوشی و لذت آموخته ایم ، هرگز فراموش نمی کنیم . سیسرون



مردم آدمهای بردبار را با ادب می دانند حال آنکه بردباری سنجشی درست نیست ! باید ادب آدمها را در آزمون ها سنجید و نه در سکوتها ... ارد بزرگ



آنکه کردار به سخاوت بیاراید و گفتار براستی در این جهان نیک بخت است . بزرگمهر



آنچه جهان به ما می دهد و آنچه خوشبختی نام دارد بازیچه تقدیر بیش نیست. لاوات



جنگ با روزهای سخت است که ما را پولادین می سازد . ارد بزرگ



اعتقاد به بخت و قسمت بدترین نوع بردگی است . اپیکتت



من احساس می کنم مختارم پس مختارم . لایب نیتس



بخشنده از دست نمی دهد او همواره در حال بدست آوردن است . ارد بزرگ



در نظر خردمند شادیی که غم به دنبال دارد بی ارزش است .  بزرگمهر



آغاز و پایان جنگ توسط خون صورت می گیرد . همر



روزهای سخت بهایی ست که باید برای سرافرازی پرداخت . ارد بزرگ



دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود . لوتر



پاکی نفس جدایی می آورد . فردریش نیچه



نم نم باران ، سبب بیداری خاک گشته و آن را شکوفا می کند ، خرد هم ناگهان پدید نمی آید زمانی بس دراز می خواهد و روانی تشنه باران . ارد بزرگ



انسان قبل از هر چیز باید حیوان خوبی باشد . هربرت اسپنسر



پاداش درستی را در درستی بجوی ، و انگیزۀ کار نیک را همان نیکی بدان و سود دیگر مخواه . حکمت هندو



گردن کشان خیلی زود برده آدمهای بد کردار می گردند . ارد بزرگ



خرسندترین  آدم کسی است که دل از مهر و موافقت گردان سپهر برگیرد . بزرگمهر



امید غذای روزانۀ بیچارگان است . هرشل



آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  ارد بزرگ



هرگز مگذارکه خنده تو باعث گریه دیگری شود .  حسین بهزاد



فلک به مردم نادان دهد زمام مراد *** تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس  . حافظ



کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . ارد بزرگ



حقیقت نیازمند نقد است نه ستایش  . فردریش نیچه



اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بودا



گردن فرازان به خرد روی آوردند و گردن کشان به نابخردی . ارد بزرگ



انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد . دوسن پیر



اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به دل ما بر می گردد . بتهوون



هر چه بلند پروازتر باشیم به رازهای کمتری بر می خوریم . ارد بزرگ



شما چون فصلهای سال هستید ، زیرا در زمستان خود بهار را انکار می کنید ، در حالی که بهار سرسبز هرگز شما را انکار نمی کند ، بلکه در سنگین ترین خواب غفلت به روی شما لبخند می زند ، بی آنکه خشمگین شود و یا با شما ستیز کند و صفا و یکرنگی را نادیده بگیرد . جبران خلیل جبران



جاییکه در آن خوش بینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد ، تیمارستان است . هاولاک الیس



آدمهای کوچک ، رازهایشان هم کوچک است . ارد بزرگ






آنان که نمی‌توانند مسؤولیت قبول کنند، به رهبر نیاز دارند و برای داشتن رهبر داد و هوار راه می‌اندازند . هرمان هسه



همسران ، اگر رازهای زندگی خویش را بیرون نبرند خیلی کمتر به غم جدایی گرفتار آیند . ارد بزرگ



مرد پر جربزه و قابل وقتی با بحران روبه‌رو می‌شود، به تکیه‌گاه فکر نمی‌کند؛ روش خود را تحمیل می‌کند، مسؤولیتش را می‌پذیرد و نتیجه کار را [پیروزی یا شکست] از آن خود می‌داند. چارلز دوگل



به ما انسان‌ها حق انتخاب داد‌ه‌اند پس نمی‌توانیم مسؤولیت‌ها را به گردن خدا یا طبیعت بیندازیم. مسؤولیت خود ماست و باید خودمان به دوش بکشیم. آرنولد توین‌بی



رایزنی نباید سودی روشنی در راهی که نشان می دهد داشته باشد . ارد بزرگ



خوشبختی شکل ظاهری ایمان است ،تا ایمان و امید و سخت کوشی نباشد ،هیچ کاری را نمی توان انجام داد . هلن کلر



کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند. گوته



گردن کشی آدمیان ، ریشه در ریزی و خردی میدان اندیشه آنان دارد . ارد بزرگ



یک زندگی مطالعه نشده ،ارزش زیستن ندارد . سقراط



اگر می خواهی بنده کسی نشوی ، بنده هیچ چیز مشو . ژاک دوال



رایزنی که دوستان فراوان دارد تکیه گاه مناسبی نیست او گرفتار است و اندیشه اش آزاد نیست . ارد بزرگ



آنچه مردم را دانشمند می کند ،مطالبی نیست که می خوانند بلکه چیزهایی است که یاد می گیرند. فرانسیس بیکن



آنکه می تواند ، انجام می دهد،آنکه نمی تواند انتقاد می کند. .جرج برنارد شاو



وارون بر رشد و شکوه دانش آدمی ، ریشه ادب و منش آدمها ، از دوران دیرین تا کنون بسیار اندک دگرگون شده است . ادب تازیان ، مردم افرنگ و یا خاور نشینان کمترین دگرگونی را در خود داشته است . آنچه دگرگون شده دانش و خرد است . اما ریشه همان دردهای دیرین خویش را بر پشت دارد . ارد بزرگ



فکر نو بسیار ظریف و حساس است ،با یک ریشخند کوچک می میرد و کنایه ای کوچک آن را بسختی مجروح می کند. هربرت اسپنسر



هرگاه بتوانیم از نیروی تخیل به همان اندازه استفاده کنیم که از نیروی بصری استفاده می کنیم هر کاری انجام پذیر است .کارلایل



رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست . ارد بزرگ



آدم بی مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بی سرمایه است .پاسکال



بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند. امرسون



آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند . ارد بزرگ



تاریخ تکرار بى پایان خطاهاى زندگى است. لورنس دورل



سربر گریبان فرو بر، از دل خویش بپرس آنچه را که مى داند. شکسپیر



چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار  زبونی شدند . ارد بزرگ



نشانه مهارت، دانستن بیشترین ها در مورد کوچک ترین ها است . اچ لاسکى



اولین گام در راه آگاهى، درک جهل است . بى پیماستر



رایزن کسی است که می تواند از درون پیچیده ترین مشکلات ، ساده ترین و بهترین راهها را بیابد . ارد بزرگ



خداوندا، نمى توانیم از تو چیزى بخواهیم که تو نیازهاى ما را مى دانى، پیش از اینکه در ما پدیدار شود .  جبران خلیل جبران



فرهنگ رودخانه اى است به قدمت تاریخ. یونگ



بی گمان اولین باژ ، آخرین باژ نخواهد بود . ارد بزرگ



آزادی ابر انسان تنها در صورتی واقعی است که در زمان فراشد و در ساختن آینده یی بر پایه گذشته عملی شود . فردریش نیچه



خوشبختی میان پرده بدبختی است . دن مارکی



بازده ساختار بیمار ، درد و سیاهی ست . ارد بزرگ



فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است .  فردوسی خردمند



به خاطر داشته باشید که امروز همان فردایی است که دیروز درباۀ آن نگران بودید . از خود بپرسید اقلاً این چیزی که درباره اش نگرانم به وقوع خواهد پیوست یا خیر ؟ . استرن



هیچ هنجاری نمی تواند فراتر از جان بی گناهی باشد چه باژ باشد و چه غیر آن . ارد بزرگ


  
عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار



آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد . فردوسی خردمند



در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد . ارد بزرگ



تجربه را بر روی رختخواب نرم معطر و متکای پر قو نمی توان بدست آورد . اوری پید



زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد



اگر هنجار ها و کارآگان سست باشند همان بهتر که باژ را بدهی . ارد بزرگ



آدمی شاگردی است که درد و اندوه او را تعلیم می دهد و هیچکس بدون احساس این معلم قادر به شناسایی خود نیست .  آلفرد دوموسه



حیات خوابی است ، و محبت رؤیای آن . آلفرد دوموسه



تا ساختارها سامان نیابد رشدی هویدا نمی گردد . ارد بزرگ



جایگاه پرستش گران کوهستان است . فردوسی خردمند



هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها ، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست . به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد : یا مرگ یا پیروزی. توماس فاول باکستون



اگر باژ دادی ایمین مباش ! که این درد را درمانی دگر است. ارد بزرگ



باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد . فردریش نیچه



هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟! .  جک لندن



قانون اساسی هر کشور نمای ساختار آن سرزمین است و ناراستی آن ، سستی و  پلشدی در پی دارد . ارد بزرگ



چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران



باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش  به زمین وفادار بمانیم  . فردریش نیچه



آنکه باژ می گیرد زندگیش بسیار کوتاه است . ارد بزرگ



زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن . جان دیوی



برای ارواح بشری چه چیزی بالاتر از این است که در هر رنج و محنتی غمخوار یکدیگر و در هر شادی شریک خنده های هم و در خلوت خاطرات یکدیگر تنها تصاویر ماندگار و ابدی وجود هم باشند . جرج الیوت



به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . ارد بزرگ



آنگاه که سندانی ، پا برجا باش ، روزی که چکش گشتی محکمتر بکوب . جان قلوریو



یک ساعت زندگی با افتخار و شکوه به یک قرن گمنام زیستن می ارزد . سر والتر اسکات



ساختاری که با سرشت آدمی سازگار نباشد توان پایداری ندارد . ارد بزرگ



اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! . فردریش نیچه



به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند  . جبران خلیل جبران



پشیمانی، اولین گام برای پوزش است. ارد بزرگ



بیهوده گویان پند آموزند ، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند .  بزرگمهر



زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . سروانتس



کوهستان را بنگر ، به تو می گوید نوک بلند و خیره ساز آن ، از پس دامنه ایی گسترده ، آسمان را به زانو درآورده است . ارد بزرگ



باری ؛ بدترین چیز خرداندیشی ست. به راستی ؛ شرارت به که خرداندیشی! . فردریش نیچه



هواخواه مرگ در راه سربلندی وطن یا با قهرمانی به شهادت می رسد یا زندگی شرافتمندانه ای بدست می آورد. جمال الدین اسدآبادی



بزرگداشت ، بخشش بی ریای مهر است مهری که با آن می توان بوی بهار را همیشه همراه داشت . ارد بزرگ



تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری  ابدی برای  کشورم کسب کنم . نادر شاه افشار
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 19:40  توسط میرزا  | 

آدمك ابرها سیاهند
 آدمها چه بی پناهند
همشون مثل مسافر
توی نیمه های راهند
لبا بسته ، چشا گریون
همه جا رنگ زمستون
تا دلت بخواد پرنده
همه زخمی، همه بی جون
شبهامون یه تخته سنگه
آسمون كبودی رنگه
می دونی فاصله نیست
توی سینه دل تنگه
یه طرف راه بسته
یه طرف بغض شكسته
توی كوچه ها خزیدن
با پای زخمی و خسته
آدمك فایده نداره
پشت در بگن بهاره
وقتی پروانه روی گلها
حس پر زدن نداره
توی این همه هیاهو
منم اینجا نگرونم
جای دست مهربونش
دست پائیزه، رو شونم
آدمك گلها بی گلدون
خونه درختا ویرون
باغچه ها مثل كویرند
لبهاشون تشنه بارون
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 18:16  توسط میرزا  | 

ندایی خوشکل

صدای خدا را می خواستم بشنوم

 

ندا آمد به ناله و  توبه گنهکار گو ش کن


***********************

می خواستم خدا را نوازش کنم...

 

ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن


***********************

می خواستم خدا را نوازش کنم...

 

ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن

***********************


می خواستم خدا را نوازش کنم...

 

ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن


***********************

می خواستم دستان خدا را بگیرم...

 

گفتند:دستان افتاده ای را بگیر


***********************

خواستم جهره خداوند را ببینم...

 

ندا آمد بصورت مادرت بنگر...


***********************



خواستم رنگ خدا را ببینم...

 

ندا آمد بی رنگی عارفان را بنگر...


***********************

می خواستم دست خدارا ببوسم



ندا آمد دست کارگری را که درست کار می کند ببوس...

***********************


خواستم به خانه خدا بروم

 

 

ندا آمد قلب انسان مومن را زیارت کن


***********************


خواستم صدای نفس خدا رااحساس کنم...

 

ندا آمد...صدای نفس عاشق صادق را بشنو





***********************

خواستم خدا را در عرش ببینم

 

ندا آمد به انسانی که به دستور خدا حرکت میکند بنگر...






***********************

خواستم نور الهی را مشاهده کنم

 

ندا آمد از پرخوری و شکم سیر فاصله بگیر...


***********************


می خواستم به خدا به پیوندم...

 

ندا آمد از بقیه ببر...حتی از خودت...




***********************

خواستم صبر خدای را ببینم...

 

ندا آمد بر زخم زبان بندگان تحمل کن



***********************

خواستم سیاست الهی را مشاهده کنم...

 

ندا آمد عاقبت گردنکشان را ببین...



***********************

خواستم خدای را یاد کنم...

 

ندا آمد ارحام و خویشانت را یاد کن.




***********************

خواستم که دیگر نخواهم...

 

ندا آمد امورت را به او واگذار کن و برو...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 13:48  توسط میرزا  | 

در عشق باید زیست

در عشق باید زیست

با عشق باید یکی شد

!خدایا

شکر ,هزار هزار شکر که تا این حد عاشقم

 شکر به خاطر همه ی طپش هایی که به من داده ای و میدهی

به خاطر همه ی عشقی که هر روز قلبم را و روحم را آرامش می بخشد.

عشقی که حتی بغضم را میترکاند و اشکم را در می آورد.

امروز هم عاشقم

 مثل همیشه

ولی این عشق هر روز رنگی تازه داردو عطری و حال و هوایی

هیچگاه یکنواخت و ملال آور نیست

عاشقم و معشوقم هر روز بیشتر و بیشتر میشود

و باز ترا شکر که قلبی به وسعت صحرا و به عمق دریا به من داده ای

گاه با خود می اندیشم مبادا راه عشق را به خطا روم؟

ولی ندایی از درون میگوید:عشق خطا ندارد,عشق خطا نمیکند

عشق خداست و خدا یعنی همه چیز و هیچ چیز!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 18:59  توسط میرزا  | 

رازو نیاز

پروردگارا سوار بر بال دعا به سويت آمده ام !

دوست دارم دل زنگار بسته خود را با نام تو جلا دهم

اي بخشنده مهربان ، از رسواييهاي دنيا و هولناكي آخرت به تو پناه مي برم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 18:48  توسط میرزا  | 

رازو نیاز با معبود

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

منبع: چرخ و فلک

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 18:44  توسط میرزا  | 

سلام بر حیدربابا

حیدربابایا سلام

حیدربابا چو ابر شَخَد ،‌ غُرّد آسمان

سیلابهاى تُند و خروشان شود روان

صف بسته دختران به تماشایش آن زمان

بر شوکت و تبار تو بادا سلام من

گاهى رَوَد مگر به زبان تو نام من

 

حیدربابا چو کبکِ تو پَرّد ز روى خاک

خرگوشِ زیر بوته گُریزد هراسناک

باغت به گُل نشسته و گُل کرده جامه چاک

ممکن اگر شود ز منِ خسته یاد کن

دلهاى غم گرفته ، بدان یاد شاد کن

حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا

سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا

قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا

سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !

منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه

 

حیدربابا ، کهلیک لروْن اوچاندا

کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا

باخچالارون چیچکلنوْب ، آچاندا

بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله

آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:9  توسط میرزا  |